دونفر از خورشید

 
سه مرحله احمقانه زندگی انسان
نویسنده : جواد - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٩
 

Teen age
Have Time + Energy …but No Money

 

www.irannaz.com   
سه مرحله احمقانه در زندگی (طنز تصویری)

 

Working Age

Have Money + Energy …but No Time


 

www.irannaz.com   
سه مرحله احمقانه در زندگی (طنز تصویری)

 

Old age

Have Time + Money …but no Energy


 

www.irannaz.com   
سه مرحله احمقانه در زندگی (طنز تصویری)


 
 
عشق
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٦
 

 بهت نمی گم دوست دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

 هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود اگر کسی تو را آنطورکه میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعی کسی است که دستهای تورابگیردولی قلب تورالمس کند بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگزبه اونخواهی رسید

 با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم تواگه نباشی من مثل اون پسرکی که گمشده گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زند

 چقدرعجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت برنمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه

 

پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست

 

همیشه به من می گفت زندگی وحشتناک است ولی یادش رفته بود که به من می گفت تو زندگی من هستی روزی از روزها از او پرسیدم به چه اندازه مرا دوست داری گفت به اندازه خورشید در اسمان نگاهی به اسمان انداختم دیدم که هوا بارانی بود و خورشیدی در اسمان معلوم نبود شبی از شبها از او پرسیدم به چه اندازه مرا دوست داری گفت به اندازه ستاره های اسمان نگاهی به اسمان انداختم دیدم که هوا ابری بود وستاره ای در اسمان نبود خواستم برای از دست دادنش قطره ای اشک بریزم ولی حیف تمام اشکهایم را برای بدست اوردنش از دست داده بودم

 


 
 
مردی که 245 تی شرت رو با هم پوشید
نویسنده : - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢
 

www.parsnaz.ir - مرد ساکن کرواسی 245 تی شرت را با هم پوشید + عکس

در تاریخ 30 مه 2010 Budiselich Krunoslav اهل کرواسی رکورد جدیدی از خود در کتاب گینس ثبت کرد ،او 245 تی شرت را روی هم پوشید و یک رکورد جهانی جدید ثبت کرد.به گزارش پارس ناز وقتی وی 120 امین لباس را میپوشید احساس خفه شدن داشت اما به مسابقه ادامه داد و آخرین لباسی که پوشید 10XL بود .پس از مسابقه تی شرت ها جمع آوری و برای پول به خیریه فروخته شد .رکورد قبلی این مورد غیرعادی از آن مرد سوئدی بود که 238 تی شرت را پوشیده بود. پیش از این او رکورد های جالبی از قبیل هل دادن خودرو به مدت 24 ساعت و ساخت بزرگترین های قلعه شکلاتی جهان و ... را ثبت کرده است.

www.parsnaz.ir - مرد ساکن کرواسی 245 تی شرت را با هم پوشید + عکس

 

www.parsnaz.ir - مرد ساکن کرواسی 245 تی شرت را با هم پوشید + عکس

 

www.parsnaz.ir - مرد ساکن کرواسی 245 تی شرت را با هم پوشید + عکس

 
 
تقدیم به همه ی عاشق ها
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۸
 


 
 
سرود کریسمس در جنگ
نویسنده : - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱
 
داستان

سپتامبر ۱۹۱۴

ارتشهای آلمان، بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم میجنگیدند.
شب کریسمس جنگ را تعطیل میکنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند.
در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه ی خواندن در اپرا را نیز دارد شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک میکند.
صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر میشنوند و با پرچمهای سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان میروند.
آن شب سربازان ۳ ارتش در کنار هم شام میخورند و کریسمس را جشن میگیرند ولی هر ۳ فرمانده توافق میکنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند!


صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمیرفت.
شب قبل آنقدر با دشمن رفیق شده بودند که بی خیال جنگ شدند و از پشت خاکریز برای هم دست تکان میدادند!
چند ساعت که گذشت باز هم پرچمهای سفید بالا رفت و پس از گفتگوی ۳ نماینده ارتشها تصمیم بر این
گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند.
آنها آنقدر با هم رفیق میشوند که با هم عکس میگیرند و حتی آدرس خانه های خود را به همدیگر میدهند
تا بعد از جنگ به کشور های هم سفر کنند!
کار به جایی میرسد که این ۳ ارتش به هم پناه میدهند و ...
تنها چیزی که باعث میشود تا قضیه لو برود متن نامه هایی بود که سربازان برای خانواده هایشان فرستاده بودند
و به آنها اطمینان داده بودند که اینجا از جنگ خبری نیست!

سالها بعد کریس دی برگ متن یکی از این نامه های سربازان را در یک حراجی به قیمت ۱۵هزار یورو میخرد.

پل مک کارتنی هم در ویدئوی یکی از کارهایش به این اتفاق ادای احترام کرده
و سال ۲۰۰۵ هم کریستین کاریون با استناد به مدارک این اتفاق فیلمی بنام "کریسمس مبارک"میسازد که اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت و حتی در جشنواره فیلم فجر نیز به نمایش درآمد.


داستان

نامه یکی از سربازان به خانواده ش